عشق اوازي نيست كه يك رهگذر به ياد بياورد ؛ بخواند وبعد فراموش كند .
عشق انحلال كامل فرديت است در جمع .
عشق به چيزي شبيه اسوئگي محتاج است .
عشق تن به فراموشي نمي سپارد ؛ مگر يكبار براي هميشه .
عشق يك پياله اب خنك است براي تشنه هميشه تشنه . غلبه نهايي بر عطش ؛ مرگ اعتبار نهايي اب است .
عشقي كه محصول ترس از تنها ماندن باشد ؛ عشق نيست .
عشق قيام پايدار انسانهاي مقتدر است در برابرابتذال . با اين وجود عشق يك كالاي مصرفي ست ؛ نه پس انداز كردني .
بدون مكالمه عشق به جان كردن مي افتد .
رسيدن به معشوق پله اول مناره ايست كه براوج ان اذان عاشقانه ميگويند .
مرد تنها يكبار عاشق مي شود ؛ هرگاه به كسي برخوردي كه گفت دو بار عاشق شده بدان كه هرگز عاشق نشده است .
عشقي كه محصول ترس از تنها ماندن باشد عشق نيست .
صدايي كه از در نيمه باز مي ايد شنيدن دارد .
عشق يعني فنا شدن فرد توسط فرد و زندگي بالعكس ان .
غم و عشق سكوتي اند كه در چشم فرياد مي زنند .



نویسنده : sarbezir ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۱۱/٢