حيات نشئه تنهايي ست .
قشنگ يعني تعبير عاشقانه اشكال .
دچار يعني عاشق ؛ دچار بايد بود .
چه تنهاست اگر كه ماهي كوچك دچار آبي بيكران دريا باشد .
غم ؛ تبسّم پوشيده نگاه گياه است .
غم ؛ اشاره محوي به رد وحدت اشيا ست .
نه وصل ممكن نيست ؛ هميشه فاصله اي هست .
عشق سفر به روشني اهتزاز خلوت اشيا ست .
و عشـق صداي فاصله هاست ؛ صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند .
خوب ميدانم كه هيچ ماهي هرگز هزار و يك گره رودخانه را نگشود .
شراب بايد خورد و در جواني يك سايه راه بايد رفت ؛ همين .
حيات غفلت رنگين يك دقيقه حوّا ست .
ببين هميشه خراشي است روي صورت احساس .
غبار عادت پيوسته در مسير تماشاست .
وسيع باش و تنها و سربه زير و سخت و چونان كرگدن تنها سفر كن .
ولي مكالمه يك روز محو خواهد شد و شاهراه هوا را شكوه شاهپركهاي انتشار حواس سپيد خواهد كرد .
عبور بايد كرد و همنورد افقهاي دور بايد شد و گاه در رگ يك حرف خيمه بايد زد .
نویسنده : sarbezir ; ساعت ۱٠:٤٤ ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/۱
